تاريخ : چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

خرافه زدایی از فرهنگ عاشورا

در یک گردهمایی که با حضور مقامات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برگزار شد و در آن نماینده‌ای از سرویس اطلاعاتی انگلیس (به علت تجارب زیاد این کشور در جوامع اسلامی) نیز حضور داشت به این نتیجه رسیدیم که پیروزی انقلاب اسلامی ایران فقط نتیجه سیاست‌های اشتباه شاه در مقابله با این انقلاب نبوده است. بلکه عوامل دیگری مانند قدرت رهبر مذهبی آن و استفاده از فرهنگ شهادت دخیل بودند که این فرهنگ از ۱۴۰۰ سال پیش توسط نوه پیامبر اسلام امام حسین(ع) به وجود آمده و هر ساله با عزاداری در ایام محرم این فرهنگ ترویج و گسترش می‌یابد. ما همچنان به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای تحقیقات بیشتر بر روی مذهب شیعه اختصاص دادیم... این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمی‌توان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم. ما به جای ضرب‌المثل انگلیسی «اختلاف بینداز و حکومت کن» از سیاست «اختلاف بینداز و نابود کن» استفاده کردیم. در همین راستا برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای را برای سیاست‌های بلند مدت خود طرح کردیم: حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعه به گونه‌ای که در زمان مناسب علیه آن‌ها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود!

 

 

 


برچسب‌ها: خرافه, فرهنگ عاشورا


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩۱ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

تعریف

“خرافه “ در وادی تعریف ادیبان فرهنگ نویس، درباره واژه “خرافه “ معانی زیر را آورده‌اند:

  • - آنچه از میوه چیده شود.
  • - سخن خوش که از آن خنده آید.
  • - افسانه، حدیث دروغ، کلام باطل و افسانه‌ای که اصل ندارد.

- عقیده باطل و بی اساس. “خرافات “ جمع “خرافه “ است و آن نیز به ترهات، داستان‌های شب، موهومات، سخنان بیهوده و پریشان که خوشایند باشند، معنی شده است. (۳۶۷) وجه تسمیه اباطیل و اساطیر به “خرافه “ به طوری که از روایات بر می‌آید از آنجاست که در صدر اسلام، مرد پری زاده‌ای (جن زده) به نام “خرافه “ - از قبیله غدره -مشاهدات خود از پریان را برای دیگران بازگو می‌کرد.

از آنجا که باور کردن چنین گفته‌هایی مشکل و غیرطبیعی می‌نمود، مردم سخنان او را دروغ می‌پنداشتند ومی گفتند: “هذا حدیث خرافة و هی حدیث مستملح کذب “ (۳۶۸) این سخن “خرافه “ است، هرچند که دروغ نمکین است. در روایتی آمده است که: روزی در حضور پیامبر خدا (ص) از حدیث خرافه سخن به میان آمد. حضرت فرمود: “رحم اللّه خرافة انه کان رجلا صالحا... ” و سپس گرفتاری او به دست جنیان را توضیح داد. (۳۶۹) و در روایت دیگری از عایشه - همسر حضرت رسول (ص) - نقل شده است که: روزی پیامبر خدا (ص) داستانی را برای زنانش تعریف می‌کرد. یکی از آن‌ها گفت: گویا این “حدیث خرافه “ است. حضرت فرمود: آیا هیچ می‌دانید خرافه کیست؟ خرافه مردی از قوم “غدره “ بود که مدتی به اسارت جنیان درآمد و پس از آزادی و مراجعت، آنچه از کارهای عجیب و غریب آنان دیده بود بازگو می‌کرد، این بود که مردم چنین داستان‌هایی را “حدیث خرافه “ نامیدند. (۳۷۰)

به طور کلی آنچه از نوشته ادیبان و لغت‌شناسان بر می‌آید این است که: اساساً ظهور واژه خرافه در مفهوم صرف، گفتارهای افسانه‌ای محدود و مصطلح بوده است. اما گذشت زمان توانسته مفهوم آن را توسعه بخشد و علاوه بر اطلاق آن به اباطیل و اکاذیب اساطیری، به عقاید باطل و عملکردهای جاهلانه و بی اساس، و موهوم پرستی نیز تسری یابد. تا آنجا که امروزه در اصطلاح عامه، رواج آن بیشتر در اطلاق مفهوم اخیر است. بنابراین، “هر عقیده و عملی که متکی به دلایل علمی یا مستند به نص آسمانی یا آزمایش عملی صحیح نباشد خرافی و پوچ و بی ارزش است. ” (۳۷۱) به بیانی دیگر: اعتقاداتی که متکی به علم نیست، یعنی انسان یقین به آن ندارد و یا یقین به دخالت داشتن آن در خیر و شر خود ندارد، اعتقادات خرافی محسوب می‌شود. (۳۷۲)

زمینه‌های ظهور خرافات

شناسایی مبنای عمومی خرافات شایان دقت است. زیرا خرافه پذیری یکی از معضلات اجتماعی است که از گذشته‌های بسیار دور، دامن‌گیر بشریت بوده و هر قوم و ملتی با نوعی از خرافات دست و پنجه نرم کرده است. حتی در عصر حاضر که به دوران شکوفایی علم و صنعت، و سیر تکاملی انسان از وادی سخت افزاری به سوی نرم افزاری شهرت یافته، و انسان داعیه شکستن اسرار درونی هسته‌های فیزیکی و نفوذ در کرات دیگر آسمانی را دارد، هنوز هم ابر تیره خرافات در شرق و غرب عالم سایه انداخته است. در این میان هرچند غرب با استخدام بیشتری عوامل و دستگاه‌های تبلیغاتی جهان، قصد تبرئه خود از وجود خرافات را دارد و سال‌ها نسبت به ظهور و نمود آن در مشرق زمین کوشیده و همچنان می‌کوشد، ولی واقعیت‌های موجود برخلاف آن حکم می‌کند، و آنچه می‌نماید این است که بدون مبالغه اگر خرافات از نوع غربی و اروپایی را بیش از نوع شرقی آن ندانیم، باید اعتراف کنیم که اروپاییان در پیروی از خرافات دست کمی از شرقی‌ها ندارند. با این تفاوت که با گسترش افکار اسلامی و نمود واقعیت‌های فرهنگ دینی، با چنین خرافاتی مبارزه شده و از آن روزبه روز کاسته می‌شود، در حالی که رکود و جمود حاکم بر فرهنگ مادی غربی - که فاقد قدرت و اصالت معنوی نیز هست - روند فزونی بخش خرافات را مؤثر گردیده و آنان را در کجراهه‌ها و پرتگاه‌های انحطاط اخلاق آنچنان گرفتار نموده است که متداول‌ترین خرافات آنان از قبیل:

  • نحوست عدد ۱۳‌،
  • نحوست گذشت از زیر نردبان،
  • خوردن نان و شراب در عید مخصوص به نیت حلول مسیح در آن‌ها،
  • اعتقاد به نعل اسب به عنوان طلسم سعادت،
  • گسترش اعتقاد و اقبال به جادوگران و فالگیران و... (۳۷۳)

را در مقابل آن انحطاط معنوی باید به هیچ انگاشت. پرداختن به این موضوع و شمارش گونه‌های فراوان خرافات غربیان از حوصله بحث ما خارج است؛ و به آنچه که در ظهور و بروز خرافات مدخلیت دارد می‌پردازیم. مرحوم علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد: “انسان عقاید و آرایش از فطرت سرچشمه می‌گیرد - فطرتی که او را وادار به بحث و کنجکاوی درباره علل موجودات می‌کند و از نظر عمل نیز طبیعت او را به تکامل واقعی و حقیقی دعوت می‌نماید - لذا در هیچ قسمت حاضر نیست، پیروی از عقاید خرافی که متکی به جهالت و نادانی است بکند، ولی عواطف و احساسات باطنی - مخصوصاً ترس و امید - که تحت تأثیر خیالات تحریک می‌شود، درباره‌ای از موارد وادار به قبول عقاید خرافی می‌کند... برای دیگران نیز نقل می‌کند و همان احساسات و تصورات را در او به وجود می‌آورد و کم کم این عقیده خرافی و بی اساس در میان مردم منتشر می‌گردد؛ و گاه می‌شود که به دنبال این تصورات، حس دفاع انسان تحریک می‌شود و قوه خیالیه او را وادار به انجام اعمالی خرافی برای دفع شر این موجود موهوم می‌کند و چه بسا به دیگران هم تعلیم داده و به صورت یک سنت خرافی رایج می‌گردد (۳۷۴) بنابراین، با اطمینان می‌توان پذیرفت که یکی از خصائص تاریخی منفی دین، این بوده که احساسات و تصورات و اعتقادات و تعبدات مذهبی مردمان، همواره در معرض جهالت، خرافات، قالبی شدن و تعجب آلود شدن و انحطاط بوده است، (۳۷۵) که در طول زمان‌ها به شکل‌های “بت پرستی، ارباب انواع، شخصیت پرستی، تقلید از سنت‌های آبا و اجدادی “ (۳۷۶) حب و بغض‌های افراطی، پیروی از هوا و هوس‌ها و انواع جعلیات و بدعت‌ها به تناسب زمان و مکان، ظهور و بروز داشته است.

در باب علل خرافه پذیری حس مذهبی، مکاتب و فلاسفه غرب نیز دیدگاه‌هایی دارند و در این مورد به بحث و بررسی نشسته‌اند. هگل، کنت، و فیلسوفان تجربی همچون کانت، راسل، ویتگنستاین، کارناب و آمیر هرکدام از دیدگاهی و از بعدی به موضوع پرداخته‌اند. اما از آنجایی که مبانی و دیدگاه‌های آنان در آیینه فلسفه متکامل اسلامی و از دیدگاه عقلانی، خالی از ایراد و انتقاد منطقی نیست، و از طرفی وارد شدن به آرا و نظریات مزبور مستلزم نقادی و رفع ابهامات خواهد بود -که ما در این مقاله بر چنین موضعی نیستیم - لذا از آن صرف نظر می‌کنیم و به راه‌های درمان این آسیب اجتماعی می‌پردازیم.

چگونه باید خرافه زدایی کرد؟

 

 


برچسب‌ها: خرافات, فرهنگ عاشورا, امام خمینی (ره), عاشورا


ادامه مطلب