تاريخ : یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳٩۱ | ۸:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

من از کوچیکی خیلی به امام علاقه داشتم البته این برمیگرده به محیط خانوادگیمان که خانواده‌ای روحانی بودیم. مادرم همیشه تعریف میکنه تو راهپیمایی‌ها با بچه بغل تو هوای سرد زمستان شرکت میکرد. همیشه تلوزیون اگر امام را نشان میداد یا اگر در رادیو امام صحبت میکرد تا آخر سخنرانی ایشان را با دقت گوش میکردیم.

یادمه یه روز رادیو سخنرانی امام (ره) را پخش میکرد، امام فرمودند دعای روز سه شنبه را خوانده‌اید داداش بزرگم که خیلی شوخه گفت: نه، نخواندیم. بعد امام گفتن: بخوانید آقا بخوانید...

یه دفعه بمب خنده بود که تو خونه ترکید، هممون به داداشم خندیدیم انگار امام داشتن با داداشم صحبت میکردند. 


برچسب‌ها: امام خمینی (ره)