تاريخ : یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩۱ | ۳:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

به نام اعظمی که عظیمی چون خمینی آفرید

سلام بر تو ای روح خدا

سلام بر تو که بخشنده تر از آفتاب در آسمان ابدیت تابیدن گرفتی و با ملائک در هم آمیختی.

قصه بهمن /دگر این انتظار ما سر آمد

دوباره ماه بهمن از در آمد/ به یادم خاطرات دلبر آمد
خوش آن سال و خوش آن ماه و خوش آن روز/که از ره آمد آن مهر دل افروز
بزد مطرب که ایران گشته پیروز/ دگر این انتظار ما سر آمد
چو هشت و چار شد از ماه بهمن/ چهان مرده شد یک باره گلشن
گلستان شد به یادش گل به دامن/ که از دریای رحمت گوهر آمد
عجب حال و هوایی داشت آن روز/ چه شور باصفایی داشت آن روز
چه خوش بلبل نوایی داشت آن روز/ که از چه یوسف کنعان برآمد
یکی از دیده اشک شوق جاری/ یکی از سجده بود اندر کناری
یکی از کف بداده اختیاری/ که دیگر آن شب هجران سر آمد
یکی در راه او جان‌ها فشانید/یکی در راه او گل می‌نشانید
یکی خود را به راهش می کشانید/ که از ره زادهٔ پیغمبر آمد
سراسر عشق بود و جان فشانی/ سراسر عیش بود و شادمانی
سرور و عیش ما شد جاودانی/ که جان ما خمینی رهبر آمد
خمینی رهبر آمد/ به ایران او خوش آمد ، او خوش آمد

قصه بهمن امام آمد

 خمینی جان

آن دل که به یاد تو نباشد دل نیست      قلبی که به عشقت نتپد جز گِل نیست

آن کس که ندارد به سر کوی تو راه             از زندگی بی ثمرش حاصل نیست


برچسب‌ها: امام خمینی (ره)


تاريخ : شنبه ۱٥ مهر ،۱۳٩۱ | ٧:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی
دیگر فارسی را بدون اشتباه تایپ کنید! 
وارسیگر وفا خطاهای تایپی شما را تشخیص داده و معادل صحیح کلمه را به شما نشان می دهد. 

این نرم افزار محصول موسسه تحقیقات ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران بوده و با همکاری آزمایشگاه پردازش زبان طبیعی (دانشکده برق و کامپیوتر) دانشگاه تهران به انجام رسیده است. 

وارسیگر وفا به صورت افزونه بر روی Microsoft Word نصب می شود. این خطایاب قابلیت تشخیص خطاهای لغوی، دستور زبانی و معنایی را داراست.

خطای لغوی آن دسته از خطاست که بر اثر اشتباه در تایپ بوجود می آید. به عنوان مثال تایپ اشتباه "تریقت" به جای "طریقت". 
خطا­های نحوی (گرامری) نیز  که در سطح جمله و ارتباط کلمات با یکدیگر مطرحند، شامل خطاهایی چون عدم تطابق (مثلا بین فاعل و فعل)، عدم رعایت ترتیب بکارگیری کلمات (صفت قبل از موصوف) و بطورکلی هرگونه نوشتاری که با قواعد دستوری فارسی ناسازگار باشد، می شود. 
خطاهای معنایی به به کارگیری نادرست کلمه در جملات مربوط می­شود. به عنوان مثال، "سازمان ملت متحد" که در آن کلمه "ملل" به اشتباه "ملت" تایپ شده است. (کلمات خطادار معنایی از لحاظ نوشتاری صحیح می باشد)

 



  • تشخیص و تصحیح خطاهای تایپی، دستوری و معنایی
  • قابلیت نصب بر روی ویرایشگر متداول word
  • قابلیت یادگیری و ارتقاء عملکرد به صورت خودکار
  • دقیق و کارآمد
  • رایگان



برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱ | ٩:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

خرافات 4

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله حوزه و دانشگاه زمستان 1375 - شماره 9 (از صفحه 29 تا 37)

تعداد اصلاحات ویرایشی بیش از 500 تا

عنوان مقاله:

کیفیت ارتباط ساحت‌های وجود انسان

نویسنده: بهشتی، محمد

چکیده:

کلمات کلیدی:

حوزه و دانشگاه شماره 9 (صفحه 29)

یکی از بحث‌های اساسی انسان‌شناسی، ارتباط ساحت‌های وجود انسان، یعنی روح و بدن اوست. از دیرباز اندیشمندان و صاحب‌نظران با سه سؤال در زمینه ارتباط روح و بدن و چگونگی تأثیر و تأثّر این دو بر هم، روبرو بوده‌اند:

1 اگر انسان آمیخته‌ای از روح مجرد و بدن مادی است و از دو حقیقت بیگانه ترکیب یافته است، ارتباط این دو و نیز ماهیت واحده انسان چگونه توجیه‌پذیر است؟ به عبارت دیگر، اگر انسان از جوهر مجرد نفسانی و جوهر مادی جسمانی ترکیب یافته است، آیا روح و بدن در اصل هستی و در آغاز پیدایش هیچ‌گونه ارتباطی با هم نداشته و به طور کلی از هم بیگانه بوده‌اند، یا اینکه در اصل هستی ارتباط عمیق و بنیادین داشته و دارند؟

2 پس از تعلق روح به بدن، ارتباط این دو چگونه است؟ ارتباط یک طرفه است یا متقابل؟ اگر ارتباط متقابل است نمونه‌های تأثیر و تأثر هر یک چیست؟ آیا رفتار و اعمال انسان که به وسیله بدن و اعضای آن انجام می‌شود، در ساختن شخصیت انسان و تکامل و انحطاط روح او تأثیر دارند یا نه؟

3 پس از مرگ بدن، آیا «روح فنا ناپذیر» با «بدن فروپاشیده» ارتباطی دارد یا نه؟ و اگر ارتباطی هست در عالم برزخ و هنگام رستاخیز چگونه است؟

قبل از آنکه به پاسخ پرسش‌های فوق بپردازیم، یادآوری دو نکته لازم است:

1 بحث ارتباط روح و بدن هنگامی مطرح است که وجود روح در انسان، تجرد روح و آمیختگی انسان از روح و بدن به اثبات رسیده باشد، وگرنه، در صورتی که هویت انسان در بعد مادی خلاصه شود و روح، چیزی جز خاصیت ماده و برآیند فعالیت‌های عضوی بدن نباشد، نوبت به سؤال‌های فوق نمی‌رسد.

2 بحث ارتباط روح و بدن و چگونگی آن، یک بحث فلسفی است؛ گو اینکه در بیان نمونه‌های تأثیر و تأثر روح و بدن و بیان آثار ارتباط متقابل این دو، می‌توان از دانش‌های روز مانند: زیست‌شناسی، فیزیولوژی و روانشناسی بهره جست.

اینک به پاسخ سه سؤال فوق می‌پردازیم و ارتباط روح و بدن را در اصل پیدایش، بعد از تعلق روح به بدن و بعد از مرگ بدن، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

پاسخ سؤال اوّل

در ارتباط با سؤال اوّل (ارتباط روح و بدن) ، پاسخ فلاسفه بزرگ متفاوت است. در این نوشتار به اختصار چهار نظریه را بیان می‌کنیم:

نظریه اول: بیگانگی روح از بدن

 

 


برچسب‌ها: ارواح


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱ | ٩:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

خرافات 3 

عقیده عود ارواح زاییده جهل و نادانی انسان‌ها بوده است

از آیت الله مکارم شیرازی

سؤال: می‌گویند عقیده به عود ارواح که ریشه تاریخی دارد، زاییده فلسفه خاصّی است و اگر اسپریت‌ها امروز از آن دفاع می‌کنند، به خاطر این است که حل کننده مشکلاتی است.

پاسخ: پدیده‌های مبهمی که در گذشته، سرچشمه پیدایش فرضیه تناسخ و عود ارواح بود، خوشبختانه امروز در پرتو پیشرفت‌های علوم مختلف، روشن شده و دیگر نیازی به این فرضیه‌های خرافی نیست.

توضیح این که: تاریخ عقائد و مذاهب نشان می‌دهد که عقیده به تناسخ و عود ارواح، از قدیمی‌ترین عقایدی است که در جهان وجود داشته و تاریخ آن به عصر «افسانه‌ها» منتهی می‌گردد.

 

 

برچسب‌ها: احضار ارواح, خرافه


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

خرافه زدایی از فرهنگ عاشورا

در یک گردهمایی که با حضور مقامات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برگزار شد و در آن نماینده‌ای از سرویس اطلاعاتی انگلیس (به علت تجارب زیاد این کشور در جوامع اسلامی) نیز حضور داشت به این نتیجه رسیدیم که پیروزی انقلاب اسلامی ایران فقط نتیجه سیاست‌های اشتباه شاه در مقابله با این انقلاب نبوده است. بلکه عوامل دیگری مانند قدرت رهبر مذهبی آن و استفاده از فرهنگ شهادت دخیل بودند که این فرهنگ از ۱۴۰۰ سال پیش توسط نوه پیامبر اسلام امام حسین(ع) به وجود آمده و هر ساله با عزاداری در ایام محرم این فرهنگ ترویج و گسترش می‌یابد. ما همچنان به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای تحقیقات بیشتر بر روی مذهب شیعه اختصاص دادیم... این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمی‌توان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم. ما به جای ضرب‌المثل انگلیسی «اختلاف بینداز و حکومت کن» از سیاست «اختلاف بینداز و نابود کن» استفاده کردیم. در همین راستا برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای را برای سیاست‌های بلند مدت خود طرح کردیم: حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعه به گونه‌ای که در زمان مناسب علیه آن‌ها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود!

 

 

 


برچسب‌ها: خرافه, فرهنگ عاشورا


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩۱ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

تعریف

“خرافه “ در وادی تعریف ادیبان فرهنگ نویس، درباره واژه “خرافه “ معانی زیر را آورده‌اند:

  • - آنچه از میوه چیده شود.
  • - سخن خوش که از آن خنده آید.
  • - افسانه، حدیث دروغ، کلام باطل و افسانه‌ای که اصل ندارد.

- عقیده باطل و بی اساس. “خرافات “ جمع “خرافه “ است و آن نیز به ترهات، داستان‌های شب، موهومات، سخنان بیهوده و پریشان که خوشایند باشند، معنی شده است. (۳۶۷) وجه تسمیه اباطیل و اساطیر به “خرافه “ به طوری که از روایات بر می‌آید از آنجاست که در صدر اسلام، مرد پری زاده‌ای (جن زده) به نام “خرافه “ - از قبیله غدره -مشاهدات خود از پریان را برای دیگران بازگو می‌کرد.

از آنجا که باور کردن چنین گفته‌هایی مشکل و غیرطبیعی می‌نمود، مردم سخنان او را دروغ می‌پنداشتند ومی گفتند: “هذا حدیث خرافة و هی حدیث مستملح کذب “ (۳۶۸) این سخن “خرافه “ است، هرچند که دروغ نمکین است. در روایتی آمده است که: روزی در حضور پیامبر خدا (ص) از حدیث خرافه سخن به میان آمد. حضرت فرمود: “رحم اللّه خرافة انه کان رجلا صالحا... ” و سپس گرفتاری او به دست جنیان را توضیح داد. (۳۶۹) و در روایت دیگری از عایشه - همسر حضرت رسول (ص) - نقل شده است که: روزی پیامبر خدا (ص) داستانی را برای زنانش تعریف می‌کرد. یکی از آن‌ها گفت: گویا این “حدیث خرافه “ است. حضرت فرمود: آیا هیچ می‌دانید خرافه کیست؟ خرافه مردی از قوم “غدره “ بود که مدتی به اسارت جنیان درآمد و پس از آزادی و مراجعت، آنچه از کارهای عجیب و غریب آنان دیده بود بازگو می‌کرد، این بود که مردم چنین داستان‌هایی را “حدیث خرافه “ نامیدند. (۳۷۰)

به طور کلی آنچه از نوشته ادیبان و لغت‌شناسان بر می‌آید این است که: اساساً ظهور واژه خرافه در مفهوم صرف، گفتارهای افسانه‌ای محدود و مصطلح بوده است. اما گذشت زمان توانسته مفهوم آن را توسعه بخشد و علاوه بر اطلاق آن به اباطیل و اکاذیب اساطیری، به عقاید باطل و عملکردهای جاهلانه و بی اساس، و موهوم پرستی نیز تسری یابد. تا آنجا که امروزه در اصطلاح عامه، رواج آن بیشتر در اطلاق مفهوم اخیر است. بنابراین، “هر عقیده و عملی که متکی به دلایل علمی یا مستند به نص آسمانی یا آزمایش عملی صحیح نباشد خرافی و پوچ و بی ارزش است. ” (۳۷۱) به بیانی دیگر: اعتقاداتی که متکی به علم نیست، یعنی انسان یقین به آن ندارد و یا یقین به دخالت داشتن آن در خیر و شر خود ندارد، اعتقادات خرافی محسوب می‌شود. (۳۷۲)

زمینه‌های ظهور خرافات

شناسایی مبنای عمومی خرافات شایان دقت است. زیرا خرافه پذیری یکی از معضلات اجتماعی است که از گذشته‌های بسیار دور، دامن‌گیر بشریت بوده و هر قوم و ملتی با نوعی از خرافات دست و پنجه نرم کرده است. حتی در عصر حاضر که به دوران شکوفایی علم و صنعت، و سیر تکاملی انسان از وادی سخت افزاری به سوی نرم افزاری شهرت یافته، و انسان داعیه شکستن اسرار درونی هسته‌های فیزیکی و نفوذ در کرات دیگر آسمانی را دارد، هنوز هم ابر تیره خرافات در شرق و غرب عالم سایه انداخته است. در این میان هرچند غرب با استخدام بیشتری عوامل و دستگاه‌های تبلیغاتی جهان، قصد تبرئه خود از وجود خرافات را دارد و سال‌ها نسبت به ظهور و نمود آن در مشرق زمین کوشیده و همچنان می‌کوشد، ولی واقعیت‌های موجود برخلاف آن حکم می‌کند، و آنچه می‌نماید این است که بدون مبالغه اگر خرافات از نوع غربی و اروپایی را بیش از نوع شرقی آن ندانیم، باید اعتراف کنیم که اروپاییان در پیروی از خرافات دست کمی از شرقی‌ها ندارند. با این تفاوت که با گسترش افکار اسلامی و نمود واقعیت‌های فرهنگ دینی، با چنین خرافاتی مبارزه شده و از آن روزبه روز کاسته می‌شود، در حالی که رکود و جمود حاکم بر فرهنگ مادی غربی - که فاقد قدرت و اصالت معنوی نیز هست - روند فزونی بخش خرافات را مؤثر گردیده و آنان را در کجراهه‌ها و پرتگاه‌های انحطاط اخلاق آنچنان گرفتار نموده است که متداول‌ترین خرافات آنان از قبیل:

  • نحوست عدد ۱۳‌،
  • نحوست گذشت از زیر نردبان،
  • خوردن نان و شراب در عید مخصوص به نیت حلول مسیح در آن‌ها،
  • اعتقاد به نعل اسب به عنوان طلسم سعادت،
  • گسترش اعتقاد و اقبال به جادوگران و فالگیران و... (۳۷۳)

را در مقابل آن انحطاط معنوی باید به هیچ انگاشت. پرداختن به این موضوع و شمارش گونه‌های فراوان خرافات غربیان از حوصله بحث ما خارج است؛ و به آنچه که در ظهور و بروز خرافات مدخلیت دارد می‌پردازیم. مرحوم علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد: “انسان عقاید و آرایش از فطرت سرچشمه می‌گیرد - فطرتی که او را وادار به بحث و کنجکاوی درباره علل موجودات می‌کند و از نظر عمل نیز طبیعت او را به تکامل واقعی و حقیقی دعوت می‌نماید - لذا در هیچ قسمت حاضر نیست، پیروی از عقاید خرافی که متکی به جهالت و نادانی است بکند، ولی عواطف و احساسات باطنی - مخصوصاً ترس و امید - که تحت تأثیر خیالات تحریک می‌شود، درباره‌ای از موارد وادار به قبول عقاید خرافی می‌کند... برای دیگران نیز نقل می‌کند و همان احساسات و تصورات را در او به وجود می‌آورد و کم کم این عقیده خرافی و بی اساس در میان مردم منتشر می‌گردد؛ و گاه می‌شود که به دنبال این تصورات، حس دفاع انسان تحریک می‌شود و قوه خیالیه او را وادار به انجام اعمالی خرافی برای دفع شر این موجود موهوم می‌کند و چه بسا به دیگران هم تعلیم داده و به صورت یک سنت خرافی رایج می‌گردد (۳۷۴) بنابراین، با اطمینان می‌توان پذیرفت که یکی از خصائص تاریخی منفی دین، این بوده که احساسات و تصورات و اعتقادات و تعبدات مذهبی مردمان، همواره در معرض جهالت، خرافات، قالبی شدن و تعجب آلود شدن و انحطاط بوده است، (۳۷۵) که در طول زمان‌ها به شکل‌های “بت پرستی، ارباب انواع، شخصیت پرستی، تقلید از سنت‌های آبا و اجدادی “ (۳۷۶) حب و بغض‌های افراطی، پیروی از هوا و هوس‌ها و انواع جعلیات و بدعت‌ها به تناسب زمان و مکان، ظهور و بروز داشته است.

در باب علل خرافه پذیری حس مذهبی، مکاتب و فلاسفه غرب نیز دیدگاه‌هایی دارند و در این مورد به بحث و بررسی نشسته‌اند. هگل، کنت، و فیلسوفان تجربی همچون کانت، راسل، ویتگنستاین، کارناب و آمیر هرکدام از دیدگاهی و از بعدی به موضوع پرداخته‌اند. اما از آنجایی که مبانی و دیدگاه‌های آنان در آیینه فلسفه متکامل اسلامی و از دیدگاه عقلانی، خالی از ایراد و انتقاد منطقی نیست، و از طرفی وارد شدن به آرا و نظریات مزبور مستلزم نقادی و رفع ابهامات خواهد بود -که ما در این مقاله بر چنین موضعی نیستیم - لذا از آن صرف نظر می‌کنیم و به راه‌های درمان این آسیب اجتماعی می‌پردازیم.

چگونه باید خرافه زدایی کرد؟

 

 


برچسب‌ها: خرافات, فرهنگ عاشورا, امام خمینی (ره), عاشورا


ادامه مطلب