تاريخ : یکشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩۱ | ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

مرا بشناسید

انسانی هستم ذاتاً عجول ﴿الإسراء:١١﴾، 
تنگ نظر و ناخن خشک ﴿الإسراء: ١٠٠﴾،
شدیداً اهل مجادله و بگومگو ﴿الکهف: ۵۴﴾،
نادان و ستمکار ﴿الأحزاب:٧٢﴾، 
با دانسته‌های بسیار اندک ﴿الإسراء:٨۵﴾، 
حریص و کم‌طاقت ﴿المعارج:١٩﴾،
بسیار ناامید ﴿هود:٩﴾،
بسیار ناسپاس ﴿الحج:۶۶﴾، ﴿الشورى:۴٨﴾، 
که این ناسپاسی‌اش شهره عام و خاص شده ﴿الزخرف:١۵﴾،
کمی که خوش می‌گذرد، طغیان‌گر ﴿العلق:۶﴾،
ورشکسته ﴿العصر:٢﴾،
عاشق و شیفته مال و منال ﴿العادیات:٨﴾،
علیرغم همه این فضائل(!)، برنامه ملاقات ویژه‌ای با خدا دارم! ﴿الإنشقاق:۶﴾.

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳٩۱ | ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

افتخار دیدار  با یادگار امام در جماران و دریافت لوح تقدیر و یک سکه امامی بخاطر مطلب امام خمینی ره و مبارزه با خرافات عاشورا نصیب این وبلاگ گشت.

این افتخار را به همه خوانندگان این وبلاگ تبریک میگم.

محمدجواد و سیدحسن

شرح ماجرا در مطلب بعدی ان شالله.

خبر دریافت بدون تصویر (نمیدونم تصاویرش را از کی باید بگیرم)

لیست برندگان جشنواره در پرتال امام خمینی ره

 خبر در فاوانیوز

 

 


برچسب‌ها: امام خمینی(ره)


تاريخ : دوشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩۱ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم!؟

استاد: شب یک غذای شور بخور . آب نخور و بخواب . ببین چه خوابی میبینی . شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد:

استاد دائم خواب آب میدیدم !‏ خواب دیدم بر لب چاهی
دارم آب مینوشم . کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم ! در ساحل رودخانه ای
مشغول.... گفت اینا رو خواب دیدم!

استادش فرمود:

تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏ ؛تشنه امام زمان بشو .... تا خواب امام زمان ببینی !


برچسب‌ها: امام زمان (عج)


تاريخ : یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩۱ | ۳:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادمهربانی

به نام اعظمی که عظیمی چون خمینی آفرید

سلام بر تو ای روح خدا

سلام بر تو که بخشنده تر از آفتاب در آسمان ابدیت تابیدن گرفتی و با ملائک در هم آمیختی.

قصه بهمن /دگر این انتظار ما سر آمد

دوباره ماه بهمن از در آمد/ به یادم خاطرات دلبر آمد
خوش آن سال و خوش آن ماه و خوش آن روز/که از ره آمد آن مهر دل افروز
بزد مطرب که ایران گشته پیروز/ دگر این انتظار ما سر آمد
چو هشت و چار شد از ماه بهمن/ چهان مرده شد یک باره گلشن
گلستان شد به یادش گل به دامن/ که از دریای رحمت گوهر آمد
عجب حال و هوایی داشت آن روز/ چه شور باصفایی داشت آن روز
چه خوش بلبل نوایی داشت آن روز/ که از چه یوسف کنعان برآمد
یکی از دیده اشک شوق جاری/ یکی از سجده بود اندر کناری
یکی از کف بداده اختیاری/ که دیگر آن شب هجران سر آمد
یکی در راه او جان‌ها فشانید/یکی در راه او گل می‌نشانید
یکی خود را به راهش می کشانید/ که از ره زادهٔ پیغمبر آمد
سراسر عشق بود و جان فشانی/ سراسر عیش بود و شادمانی
سرور و عیش ما شد جاودانی/ که جان ما خمینی رهبر آمد
خمینی رهبر آمد/ به ایران او خوش آمد ، او خوش آمد

قصه بهمن امام آمد

 خمینی جان

آن دل که به یاد تو نباشد دل نیست      قلبی که به عشقت نتپد جز گِل نیست

آن کس که ندارد به سر کوی تو راه             از زندگی بی ثمرش حاصل نیست


برچسب‌ها: امام خمینی (ره)